کارن و سیزده سبز سبز سبز
مامانم دیگه می خواد بترکونه از امروز قول داده هر روز یه پست جدید برام بذاره
وای مامانم..... خیلی دوستت دارم
.gif)
سیزده بدر امسال به زیبایی سالهای قبل بود . امسال به اتفاق خالجونهام دختر خاله و پسر خاله های مامانیم به جنگل ارزفون رفتیم که خیلی سبز و زیبا بود و اینطوری سیزده رو بدر کردیم . ولی یه فرق اساسی داشت اینکه همگی ساعت 6 صبح راه افتادیم که خیلی بی سابقه بود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کارن و سیزده سبز سبز سبز

اگه میخواین بدونید چه اتفاقایی افتاد برید به ادامه مطلب
از 6 صبح راه افتادیم که بعد 2 ساعت رسیدیم به جنگل ارزفون ساری . من حسابی گرسنه ام بود واسه همین تا رسیدیم صبحانه خوردیم 0 کمی استراحت کردیم .تو جمعمون کسی هم سن و سال من نبود فقط یه دخمل نازنازی بود به اسم آیلا که فقط 3 ماهش بود و همش میخوابید 0 بابا محمد که دید من همبازی ندارم با من کلی بازی کرد .بدمینتون و توب بازی 0 بعد هم بابا جونم یه تاب برام درست کرد که کلی تاب بازی کردم 0 واقعا خیلی خوش گذشت .همگی سبزه رو گره زدیم و دعا کردیم . وقتی داشتیم بر میگشتیم اینقدر خسته بودم که همه راه و تو خواب بودم 0 قصه ما تموم شد ولی حکایت همچنان باقیست ............
.gif)

کارن جون و عکسی دیگر ..........

چقدر شبیه پلنگ شدم .............. مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چقدر این ژست به من میاد ......... مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای ول به خودم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


کارن و سیزده سبز سبز سبز
